آژانس خبری پی آر؛ هر روز صبح که چشمهایمان را باز میکنیم، با انبوهی از مسائل اجتماعی روبهرو هستیم؛ از بحرانهای اقتصادی و زیستمحیطی گرفته تا شکافهای فرهنگی و فروپاشی اعتماد عمومی.
پرسش مشترک همه ما این است: این مسائل را چه کسانی میسازند و چه کسانی باید آنها را حل کنند؟ پاسخ، بیش از هر گروه دیگری، به دو قشر گره خورده است: جامعهشناسان و روزنامهنگاران.
الگوی همکاری جامعهشناسان و روزنامهنگاران در تحلیل و مدیریت مسائل اجتماعی
جامعهشناسان با ابزار علم، داده و نظریه، تلاش میکنند ریشههای مشکلات را بشکافند. آنها با نگاه به ساختارهای اجتماعی، تضادها و فرآیندهای بازتولید نابرابری، ضمن شناسایی علل و عوامل شکل دهنده مسایل اجتماعی و عبور این مسایل به بحران های فراگیر؛ مسیرهایی برای اصلاح و توسعه پایدار ترسیم میکنند.
روزنامهنگاران اما با قلم و روایت، مسائل را به سطح افکار عمومی میآورند. آنها با برجستهسازی و تحلیل، حساسیت اجتماعی ایجاد میکنند و بحرانها را به زبان مردم بازگو میکنند.
یکی با تحلیل علمی، دیگری با روایت رسانهای؛ و هر دو در کنار هم میتوانند چراغ راه هدایت جامعه باشند.
روشنفکران، بهویژه این دو گروه، حلقه اتصال مردم با توسعهاند. آنها با نقد قدرت، آموزش ارزشهای بنیادین چون عدالت و آزادی و حمایت از نهادهای مدنی، سرمایه اجتماعی را تقویت میکنند.
جامعهای که سرمایه اجتماعی بالاتری دارد، اعتماد و مشارکت بیشتری را تجربه میکند و مسیر دموکراسی و توسعه پایدار را هموارتر میپیماید.
اما پرسش اساسی همچنان باقی است: چرا جامعهشناسان در بزنگاههای حساس کمتر صدای خود را بلند میکنند و روزنامهنگاران برعکس، سریع واکنش نشان میدهند؟
پاسخ در تفاوت وظایف و روشهای این دو نهفته است. جامعهشناس به تحلیل عمیق و زمانبر نیاز دارد، در حالی که روزنامهنگار باید در لحظه روایت کند.
این تفاوت، اگر به همافزایی بدل شود، میتواند نقطه قوتی بزرگ باشد: تحلیل علمی در کنار روایت رسانهای، به راهکارهای تحلیل و تعمیق مسایل اجتماعی هم عمق میدهد و هم سرعت.
امروز بیش از هر زمان دیگری، جامعه ما به این همافزایی نیاز دارد. کارگروههای مشترک، تولید محتوای تحلیلی، و آموزشهای بینرشتهای میتوانند پلی میان دانشگاه و رسانه بسازند.
پلی که نهتنها مسائل اجتماعی را بهتر بشناسد، بلکه راهحلهای عملی برای عبور از بحرانها ارائه دهد.
جامعهشناسان و روزنامهنگاران، هر دو سلاحی مشترک دارند: اندیشه و قلم. یکی با داده و نظریه، دیگری با روایت و تصویر.
اگر این دو در کنار هم قرار گیرند، میتوانند نهتنها مسائل اجتماعی را روشنتر ببینند، بلکه راهی برای حل آنها بیابند.
شاید وقت آن رسیده است که این دو بال، هماهنگتر از همیشه، جامعه را به پرواز درآورند. یکی با استفاده از سبک های خبرنویسی مدرن واقعیت رخداده را به زبانی ساده و تحلیلی برای همگان بیان کند و دیگری با بررسی عمسق علمی علل و عوامل آن را واکاوی کرده و به چرایی ها بپردازد.
تا در کنار چی، کی، کجا و چه زمانی روایت های رسانه ای، چگونگی ها و چرایی های کشف شده توسط مطالعات جامعه شناسان چشم اندازی زیبا از آینده ای زیباتر در جلوی چشمان سیاستمداران و برنامه ریزان توسعه قرار دهد.
هر چند امروز در جامعه ۱۴۰۴ غایب باشند اما دیری نخواهد پایید که چشمان باز و گوشهای شنوای سیاستمدارانی خردمند به دنبال نگرش هایی عمیق از وضعیت جامعه و مسیر توسعه خواهد بود.
