درحال بارگذاری...
عصر جدید ایران با ایران هر چه قوی‌تر
اقتصاد اجتماعی

عصر جدید ایران با ایران هر چه قوی‌تر

به گزارش خبرگزاری مهر، پایگاه اطلاع رسانی khamenei.ir یادداشتی از فرشاد مهدی پور در باب برداشتی از پیام رهبر انقلاب در چهلمین روز فقدان رهبر شهید منتشر کرد .

در این یادداشت آمده است:

چه جنگ تحمیلی سوم خاتمه یافته باشد و چه نیافته باشد تا این لحظه، «ثبت است بر جَریده عالم دَوام ما» و تفوق ملّت بر دشمن، کسی را یارای انکار و تردید نیست؛ پیروزی‌ای که متکی بر عناصر و پایه‌های متنوعی است که همگی آن‌ها را می‌بایست تثبیت کرد، اما در تثبیت نباید ماند و لازم است خیلی زود از خاکستر خسارات ایجاد شده برخاست و ایران جدید را برساخت.

رهبری جدیدِ جمهوری اسلامی ایران تاکنون با سه پیام نسبتاً تفصیلی با مردم، کارگزاران و جهانیان سخن گفته و رفته رفته، گفتارها و تصاویری از خلال این پیام‌های نوشته‌شده در حال رخ‌نمایی است که نیازمند مباحثه‌ای بیش‌تر و پردامنه است و از جمله آن‌ها، گزاره‌ای در پیام چهلمین روز از دست دادن رهبر شهیدِ فقیدِ عزیزتر از جان، وجود دارد که می‌توان متکی بر آن یک صورت‌بندی اولیه و اجمالی، از تصویر فردای جمهوری اسلامی به دست داد؛ آن‌جا که ایشان می‌نویسند: «رهبر شهید ما وقتی که عهده‌دار رهبری شدند، نظام جمهوری اسلامی چون نهالی بود که زخم‌های متعددی از دشمنان اسلام و ایران بر آن فرود آمده بود و البته همه را بخوبی تحمّل کرده بود»؛ این گزاره می‌تواند موقعیت رهبری جدید حفظه‌الله را نیز به خوبی ترسیم کند: ترور، جنگ و ضربات زیرساختی دشمن، زحم‌های متعددی بر کشور وارد کرده و الحمدلله ایرانِ سرافراز تاکنون، به خوبی آن را تحمل کرده، اما به‌مانند آغاز دوره رهبری شهید، اکنون در آستانه عصر بازسازی و سازندگی‌ای هستیم که ایرانِ قوی ثمره دوران ۳۷ ساله بزرگمرد از دست رفته‌مان را به «ایران هر چه قوی‌تر» مبدل سازیم.

اول. هنگامی که از واژه سازندگی استفاده می‌کنیم، ناخودآگاه ذهن به دوره‌ای از تاریخ سیاست در ایران پرتاب می‌شود که نمادین‌ترین چهره آن، مرحوم آقای‌ هاشمی‌رفسنجانی است و دولتی که در تابستان ۶۸ کار خود را آغاز و تا تابستان ۷۶ ادامه داد؛ دولت سازندگی که در ابتدا فاقد ادبیات سیاسی برجسته‌ و اختصاصی‌ای بود در یک روند چندساله خود را تکنوسالار نامید و حتماً دست‌آوردهای بسیاری برای کشور داشت و انحراف‌هایی را هم به وجود آورد که اکنون مجال واکاوی آن‌ها نیست. لیکن اگر به این بخش از پیام رهبر شهید در چهلمین روز رحلت خمینی کبیر رحمه‌الله (به تاریخ ۲۳ تیر ۱۳۶۸) دقت شود که: «در این مرحله از انقلاب، هدف عمده عبارت است از ساختن کشوری نمونه که در آن، رفاه مادّی، همراه با عدالت اجتماعی، و توأم با روحیه و آرمان انقلابی، با برخورداری از ارزشهای اخلاقی اسلام تأمین شود؛ هر یک از این چهار رکن اصلی، ضعیف یا مورد غفلت باشد، بقای انقلاب و عبور آن از مراحل گوناگون، ممکن نخواهد شد… بر این چهار ستون اصلی است که جامعه‌ی رو به رشدِ اسلامی شکل می‌گیرد و قوام و استحکام می‌یابد و استعدادها شکوفا و سرچشمه‌های نیکی و بهروزی جوشان می‌شود و جامعه‌ی اسلامی، الگوی جذّابی برای همه‌ی ملّتها می‌گردد»، می‌توان اندام سیاست کلان برنامه توسعه‌گرایانه بعد از جنگ تحمیلی هشت ساله را از آن استنتاج کرد که بر ۴ عنصر متکی می‌شد: ایجاد رفاه مادی البته نه به شکل روحیه مصرف‌گرایی، عدالت اجتماعی برای رفع محرومیت‌ها، روحیه انقلابی برای پرهیز از سازش‌کاری و برخورداری از ارزش‌های اخلاقی اسلام و دوری از شهوات و مال اندوزی.

دوم. راهبرد رهبر شهید پس از دفاع مقدس اول، درون‌مایه‌ای پیشرفت‌گرا داشته و «ساختن کشوری نمونه ]که[ کار و تلاش و جد و جهد می‌طلبد» مطالبه‌ای جدّی از همه آحاد مردم؛ با الهام از این گفتار، می‌توان همان الگو را با درنظر گرفتن این دو تفاوت عمده که: ۱- در سال ۶۸، نه این میزان کارشناس و دانش‌آموخته و کاردان متعهد و متخصص در کشور وجود داشت و شعار «ما می‌توانیم» بدین‌گونه شکل و صیقل‌یافته و محقق‌شده بود و ۲- مهم‌تر اینکه، تجربه‌ای از آن عملکرد و آثار و عوارضِ توسعه ترجمه‌شده از کتب اروپایی و آمریکایی و پیامدهای جهانی‌شدن افسارگسیخته وجود نداشت و امروز با چشمانی باز می‌توانیم به آینده نگاه کنیم و «باذن‌ الله تبارک و تعالی چشم‌اندازی که در پیش روی ملّت ایران قرار دارد، ظهور دورانی با شکوه و درخشان و سرشار از عزّت و سربلندی و غنا را برای ایشان نوید می‌دهد». و از شگفتی‌های جنگ سوم این است که مفهوم تمدّن ایرانی در میانه این نبرد توسط دشمن علیه ما احیا شده، اما به شکلی اعجاب‌آور و نامنتظره، به زیان طرف متجاوز انجامیده؛ چرا که رئیس رژیم تروریست آمریکا، محو و نابودی تمدّن ایران را وعده داده و فریاد زد و در واقع، نشان داد که ایران در جبهه تمدّن ایستاده و دشمنان و مدعیان غربی‌اش در جایگاه یک نیروی بربرصفت که قصد ویرانی یک جهان تاریخی را دارند؛ و این همانا چشم‌انداز تمدّنی‌ای است که بر مبنای واقعیات حال و آینده در حال خلق و هویداشدن است.

سوم. میراث رهبر شهید، «جامعه‌ای آباد و برخوردار از خیرات مادّی و معنوی» بود که دشمن تلاش کرد تا مظاهر مادی آن را در هم کوبد تا «مشوّق دیگر ملّت‌ها به پیمودن راه این ملّت بزرگ» نشود؛ پل‌ها، راه‌آهن، پتروشیمی، بندر، فرودگاه و… وجوه ظاهری و عیان این آبادی بود و به راه افتادن فوری خطوط ریلی و ساختن پل‌ها، بازسازی توان قوی ایرانی در بحبوبه جنگ را نشان داد. اما بخش معنوی این میراث نه تنها، فرونپاشید که بالنده و گسترده‌تر نیز شده و به فتح خیابان منجر شد؛ یکی از بزرگ‌ترین دقایق این پیروزی در آخرین سه‌شنبه سال ۱۴۰۴ جلوه‌گر شد و حماسه حضوری را رقم زد که در لبه تحرک و تحریک دشمن به کشتار مستقیم حافظان امنیت در خیابان‌ها (که به وقوع هم پیوست)، خود را مسلط کرد و شکست را به دشمن نمایان ساخت و او را به عقب راند. و در یک مقیاس بسیار بزرگ‌تر با حضور ایرانیان در خیابان، مبارزه رزمندگان در میدان و اداره و کنش دولت‌مردان و حاکمان، همگان در حال دیدن یک معجزه هستند!

جنگ لحظه زایش تمدّن‌هاست و بشر در تمام طول تاریخ، از این لحظه، رهایی نداشته و نخواهد داشت؛ در این وقت مهم که تمدّن غرب در پی هدمِ یک تمدّن دیگر است و خود به فروپاشی بسیار نزدیک‌تر، ایران برپایه الگوی پیشرفت بومی‌اش، تاب‌آوری و پایداری‌ای در برابر بزرگترین نیروی نظامی جهان از خود نشان داده که روی زمین، توسعه را معنادار کرده است. ایران قویِ تدارکِ شده توسط رهبر شهید (که از حدود یک دهه پیش سرلوحه گفتار آن جهانمرد بی‌همتای تاریخ معاصر قرار گرفته بود)، در یک پوست‌اندازی واقعی در میدان به سمت هر چی قوی‌ترشدن در حرکت است.

۴۰ و چند روز پیش که با دشمنان خود رو در رو شدیم، همه دارایی‌های امروز را داشتیم و امروز بعد از چله‌ای سخت و خونین و خاطره‌ساز، دو افزوده بر آن‌ها داریم: اول رهبری جدید و جوان و جامع‌الاطراف که در بحبوحه جنگ، چنان سلف شهید خویش سکان اداره کشور را بر عهده گرفته است و دوم یک گسترش میدانی-جغرافیایی به نام تنگه هرمز که از زمان افشاریه تاکنون، دیگر در تمدّن ایران سابقه‌ای نداشته است؛ ایران آینده به توفیق حق، از ایران امروز پرقدرت‌تر خواهد بود.

تعریف ذکر شده در پیام مذکور: رفاه مادّی به معنای ترویج روحیه‌ی مصرف‌گرایی نیست ‌-که خود، یکی از سوغاتهای شوم فرهنگ غرب است- بلکه بدین معنی است که کشور از نظر آبادی و عمران، استخراج معادن و استفاده از منابع طبیعی، تأمین سلامت و بهداشت جامعه، رونق اقتصادی و رواج تولید و تجارت و تکیه بر استعدادهای ذاتیِ نیروهای انسانیِ خودی، به حدّ قابل قبول برسد و علم و فرهنگ و تحقیق و تجربه همگانی شود و نشانه‌های فقر و عقب‌افتادگی رخت بربندد.

هر دو گزاره از پیام رحلت امام خمینی است که توسط رهبر شهید نوشته شده.

نظرات

نظرتان را با ما به اشتراک بگذارید!

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *