بررسی پژوهشهای علمی فارسی نشان میدهد جام جهانی فوتبال علاوه بر رقابت ورزشی، صحنهای برای رقابت کشورها در حوزه برند ملی، دیپلماسی عمومی و قدرت نرم است؛ رویدادی که میتواند تصویر جهانی یک کشور را تقویت یا بازتعریف کند.
به گزارش دنیای برند از مرکز اطلاعات علمی جهاددانشگاهی (SID)، همزمان با آغاز رقابتهای جام جهانی فوتبال ۲۰۲۶، مرور پژوهشهای علمی فارسی نمایه شده در پایگاه SID نشان میدهد این رویداد جهانی تنها یک تورنمنت ورزشی نیست، بلکه بستری برای دیپلماسی، برندسازی ملی، تحولات اجتماعی و بازتعریف جایگاه کشورها در نظام بینالملل محسوب میشود.
جام جهانی فوتبال بهعنوان بزرگترین رویداد ورزشی جهان، هر چهار سال یکبار میلیاردها مخاطب را در سراسر دنیا به خود جذب میکند. با اینحال، مطالعات علمی و پژوهشی منتشرشده نشان میدهد ابعاد این رقابتها بسیار فراتر از مستطیل سبز فوتبال است و حوزههایی همچون سیاست، فرهنگ، اقتصاد، رسانه و مدیریت راهبردی را دربر میگیرد.
بررسی مقالات علمی منتشرشده در پایگاه مرکز اطلاعات علمی جهاددانشگاهی (SID) نشان میدهد طی سالهای اخیر پژوهشگران ایرانی از زوایای مختلف به تحلیل جام جهانی پرداختهاند؛ از دیپلماسی ورزشی و هویت ملی گرفته تا تحلیل شبکههای اجتماعی، مدیریت برند، جغرافیای سیاسی و رفتار مصرفکنندگان رویدادهای ورزشی.
جام جهانی؛ ابزاری برای بازتعریف قدرت در نظام جهانی
یافتههای پژوهشهای حوزه جغرافیای سیاسی حاکی از آن است که روند تغییر میزبانان و گسترش تعداد تیمهای حاضر در جام جهانی از سال ۱۹۳۰ تاکنون، صرفاً یک تحول ورزشی نبوده بلکه بازتابی از جابهجایی کانونهای قدرت در جهان محسوب میشود.
بر اساس این مطالعات، کشورها از میزبانی جام جهانی بهعنوان یکی از مهمترین ابزارهای «قدرت نرم» استفاده میکنند؛ ابزاری که امکان ارتقای جایگاه بینالمللی، تقویت تصویر ملی و توسعه دیپلماسی عمومی را فراهم میسازد.
کارشناسان معتقدند میزبانی این رویداد جهانی به دولتها فرصت میدهد تا توانمندیهای اقتصادی، فرهنگی و مدیریتی خود را در معرض دید افکار عمومی جهان قرار دهند و در رقابتهای ژئوپلیتیکی نقش مؤثرتری ایفا کنند.
برندسازی ملی در شرایط بحران
یکی دیگر از محورهای مورد توجه پژوهشگران، مدیریت برند ملی در جریان برگزاری جام جهانی است. مطالعات مرتبط با جام جهانی قطر نشان میدهد مدیریت تصویر بینالمللی کشور میزبان در شرایط بحرانهای جهانی، از جمله همهگیری کووید ۱۹، به یکی از مهمترین چالشهای مدیریت ورزشی تبدیل شده است.
تحلیلها نشان میدهد موفقیت در حفظ اعتبار برند ملی در چنین شرایطی، مستلزم برنامهریزی دقیق، شناخت بازارهای هدف و اتخاذ رویکردهای انعطافپذیر ارتباطی است؛ موضوعی که از آن بهعنوان «تابآوری راهبردی برند» یاد میشود.
تحلیل مدیریتی جام جهانی با الگوی PEST+S
برخی مطالعات داخلی با بهرهگیری از مدل تحلیلی PEST+S، ابعاد مختلف مدیریت جام جهانی را مورد بررسی قرار دادهاند. این مدل پنج مؤلفه اصلی شامل عوامل سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فناوری و ورزشی را در ارزیابی آثار میزبانی مدنظر قرار میدهد. بر اساس نتایج این پژوهشها، موفقیت کشورها در بهرهبرداری از فرصتهای جام جهانی به میزان هماهنگی میان این پنج حوزه وابسته است.
در بخش سیاسی، میزبانی میتواند به تقویت مشروعیت داخلی و افزایش نفوذ بینالمللی منجر شود. از منظر اقتصادی، جذب سرمایهگذاری، توسعه گردشگری و ایجاد اشتغال از مهمترین مزایا بهشمار میرود. در حوزه اجتماعی نیز تقویت انسجام ملی و افزایش سرمایه اجتماعی از دستاوردهای قابلتوجه این رویداد ارزیابی شده است.
پژوهشگران هشدار میدهند نبود برنامهریزی جامع و نگاه بلندمدت ممکن است هزینههای سنگین زیرساختی و مالی را به کشور میزبان تحمیل کرده و فرصتهای موجود را به چالشهای ملی تبدیل کند.
تأثیرات ماندگار اجتماعی و هویتی
مطالعات انجامشده درباره جامهای جهانی سالهای اخیر نشان میدهد آثار این رقابتها محدود به دوره برگزاری مسابقات نیست و میتواند تغییرات بلندمدتی در ساختارهای اجتماعی ایجاد کند.
پژوهشهای مرتبط با تحلیل شبکههای اجتماعی و رفتار هواداران حاکی از آن است که جام جهانی نقش مهمی در شکلگیری الگوهای جدید تعامل اجتماعی، تقویت احساس تعلق جمعی و بازسازی هویت ملی ایفا میکند.
برخی تحقیقات نیز تأکید دارند موفقیتهای ورزشی در سطح جهانی میتواند به افزایش اعتماد عمومی، تقویت همبستگی اجتماعی و ارتقای سرمایه نمادین کشورها منجر شود.
رسانهها چگونه هویت را بازنمایی میکنند؟
بخش دیگری از مطالعات فارسی به نقش رسانهها و زبان در پوشش رقابتهای جام جهانی اختصاص دارد. نتایج این پژوهشها نشان میدهد گزارشهای ورزشی صرفاً انتقالدهنده اطلاعات نیستند، بلکه در شکلدهی به برداشتهای اجتماعی و بازتولید هویتهای ملی و فرهنگی نقش مؤثری ایفا میکنند.
تحلیلهای جامعهشناختی زبان نشان میدهد انتخاب واژگان، استعارهها و شیوه روایت مسابقات میتواند بر نگرش مخاطبان نسبت به ملتها، فرهنگها و حتی کلیشههای اجتماعی تأثیرگذار باشد.
مرور پژوهشهای فارسی مرتبط با جام جهانی فوتبال نشان میدهد این رویداد جهانی امروز به پدیدهای چندبعدی تبدیل شده است؛ پدیدهای که در آن ورزش با سیاست، اقتصاد، فرهنگ، رسانه و مدیریت راهبردی پیوند خورده است.
جام جهانی دیگر صرفاً میدان رقابت تیمهای فوتبال نیست، بلکه عرصهای برای نمایش قدرت نرم کشورها، آزمون ظرفیتهای مدیریتی، تقویت برند ملی و بازتعریف هویتهای اجتماعی محسوب میشود؛ موضوعی که اهمیت مطالعه علمی این رویداد را بیش از پیش آشکار میکند.
