آژانس خبری پی آر؛ در عصر پیچیده ارتباطات شبکهای، بحرانهای اجتماعی بیش از آنکه محصول رویدادها باشند، برآمده از نحوه روایت، مدیریت و ادراک آن رویدادها در افکار عمومیاند.
در چنین شرایطی، روابط عمومیها دیگر نمیتوانند در حاشیه ساختارهای تصمیمسازی باقی بمانند؛ بلکه باید به عنوان بازیگری راهبردی در عرصه «حکمرانی ارتباطی» ایفای نقش کنند.
روابط عمومیها و حکمرانی ارتباطی؛
بازتعریف «رکن چهارم دموکراسی» در پیشگیری از بحرانهای اجتماعی
مرتضی بهنام، پژوهشگر و کارشناس علوم ارتباطات، در یادداشتی تحلیلی و اختصاصی به آژانس خبری پی آر با تأکید بر این موضوع مینویسد: تحولات فناورانه در دو دهه اخیر، معادلات سنتی ارتباطات را دگرگون کرده است.
اگر در گذشته، جریان اطلاعرسانی عمدتاً یکسویه و از بالا به پایین بود، امروز افکار عمومی در شبکهای پیچیده از رسانههای رسمی، پلتفرمهای دیجیتال و تولیدکنندگان مستقل محتوا شکل میگیرد.
در این فضا، سکوت یا تأخیر در اطلاعرسانی نهتنها بیاثر نیست، بلکه خود به عاملی بحرانزا تبدیل میشود.
در ادبیات نوین ارتباطات، از روابط عمومیها به عنوان «رکن چهارم دموکراسی» یاد میشود؛ تعبیری که نشان میدهد این نهاد صرفاً ابزار تبلیغاتی سازمانها نیست، بلکه یکی از ستونهای شکلدهنده جامعه مدنی است.
جامعه مدنی بدون گردش آزاد، شفاف و مسئولانه اطلاعات شکل نمیگیرد و این گردش اطلاعات نیازمند نهادهایی است که بتوانند میان مردم و حاکمیت، گفتوگویی مستمر، صادقانه و مبتنی بر اعتماد برقرار کنند.
بحرانهای اجتماعی غالباً از یک مسئله آغاز میشوند، اما آنچه آن را به بحران فراگیر تبدیل میکند، «ادراک عمومی» از آن مسئله است.
ادراک عمومی نیز تحت تأثیر روایتها، تبیینها و نحوه پاسخگویی مسئولان شکل میگیرد.
اگر روایت رسمی دیرهنگام، مبهم یا غیرشفاف باشد، روایتهای غیررسمی جایگزین آن خواهند شد؛ روایتهایی که ممکن است مبتنی بر گمانهزنی، هیجان یا حتی سوءنیت باشند.
در چنین شرایطی، روابط عمومیهای کارآمد میتوانند با تولید محتوای دقیق، مستند و بهموقع، میدان روایت را مدیریت کنند.
مسئله اساسی آن است که روابط عمومی نباید صرفاً بازتابدهنده تصمیمات باشد؛ بلکه باید در فرآیند تصمیمسازی حضور فعال داشته باشد.
هر تصمیم کلان اقتصادی، اجتماعی یا فرهنگی، پیش از اجرا نیازمند «پیوست ارتباطی» است؛ پیوستی که آثار آن تصمیم بر افکار عمومی را ارزیابی و نحوه اقناع جامعه را طراحی کند.
بیتوجهی به این پیوست، یکی از دلایل اصلی بروز تنشهای اجتماعی در سالهای اخیر بوده است.
اقناعسازی، عنصر کلیدی در مدیریت افکار عمومی است. اقناع به معنای دستکاری ذهن مخاطب نیست، بلکه فرآیندی است مبتنی بر ارائه اطلاعات کامل، شفاف و قابل راستیآزمایی.
اعتماد عمومی زمانی تقویت میشود که مردم احساس کنند حقیقت—even اگر تلخ باشد—با آنان در میان گذاشته میشود.
پنهانکاری یا ارائه اطلاعات ناقص، در کوتاهمدت شاید از فشار بکاهد، اما در بلندمدت سرمایه اجتماعی را فرسایش میدهد.
روابط عمومیها در این میان نسبت به افکار عمومی مسئولیت مستقیم دارند. افکار عمومی صرفاً یک مفهوم نظری نیست؛ بلکه سرمایهای اجتماعی است که ثبات، انسجام و توسعه کشور به آن وابسته است.
هر میزان که این سرمایه تضعیف شود، هزینههای حکمرانی افزایش مییابد. بنابراین، نگاه به روابط عمومی باید از سطح «واحد اطلاعرسانی» به سطح «نهاد صیانت از سرمایه اجتماعی» ارتقا یابد.
یکی از چالشهای جدی در حوزه روابط عمومی، رویکرد انفعالی در مواجهه با بحرانهاست. روابط عمومی منفعل منتظر وقوع بحران میماند و سپس با صدور اطلاعیهای رسمی واکنش نشان میدهد.
اما روابط عمومی حرفهای، پیشنگر و تحلیلمحور است؛ بهطور مستمر فضای رسانهای را رصد میکند، دادههای افکار عمومی را تحلیل میکند و نشانههای اولیه نارضایتی یا سوءبرداشت را پیش از تبدیل شدن به بحران شناسایی میکند.
در جهان امروز، روایت نخست از یک رویداد اهمیت راهبردی دارد. اگر نهادهای مسئول نتوانند روایت اولیه را دقیق، سریع و مستند ارائه کنند، بازیگران غیررسمی این خلأ را پر خواهند کرد.
از این رو، تولید محتوای حرفهای بر بستر رسانههای رسمی و شبکههای اجتماعی، نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت است.
روابط عمومیها باید از ظرفیتهای چندرسانهای، دادهمحور و تعاملی برای انتقال پیام استفاده کنند.
