به گزارش آژانس خبری پی آر؛ این گزارش که در ۱۴ مه ۲۰۲۵ منتشر شد، نشان میدهد که هدف شرکتی در سال ۲۰۲۵ وارد دورهای حساس و تعیینکننده شده و شرکتها، تحت فشارهای نظارتی، انتظارات کارکنان، تغییرات اجتماعی و شرایط ناپایدار اقتصادی، ناچار به بازنگری و بازتعریف راهبردهای خود شدهاند.
بخش عمدهای از رهبران شرکتها بر این باورند که راهبردهای تأثیرگذاری اجتماعی، اساس تابآوری آیندهمحور سازمانها را شکل میدهد.
به همین دلیل، هدف شرکتی به مفهومی کاملاً راهبردی و نتیجهمحور تبدیل شده است.
بهزعم این گزارش، مسئولیت اجتماعی شرکتی از یک فعالیت احساسی و اخلاقی فاصله گرفته و به سطحی ارتقا یافته که در آن، سنجش بازگشت سرمایه، مدیریت ریسک، همکاری میان واحدهای مختلف و تنظیم دقیق فرآیندها به ضرورت تبدیل شده است.
در همین حال، شرکتها با افزایش انتظارات اجتماعی برای ایفای نقش فعال در تغییرات مثبت اجتماعی مواجهاند.
این فشار بیرونی، این تصور را تقویت کرده که شرکتها باید از حالت واکنشی خارج شده و هدف شرکتی را به بخش اصلی راهبرد خود تبدیل کنند.
گزارش نشان میدهد که تقریباً دوسوم شرکتها در سال گذشته راهبردهای هدفمحور خود را تغییر دادهاند .
بسیاری از آنها، بهدلیل فشارهای بیرونی و داخلی، ساختارهای سازمانی خود را نیز دگرگون کردهاند.
بخش قابل توجهی از تیمهای مسئولیت اجتماعی اکنون زیرمجموعه واحدهای «چیف هیومن ریسورس آفیسر» و «چیف دایورسیتی آفیسر» قرار گرفتهاند.
این موضوع نشان میدهد که نیاز سازمانها به همکاری عمیقتر و میانرشتهای برای مدیریت هدف شرکتی بهطور محسوسی افزایش یافته است.
این جابهجایی ساختاری باعث شده است که رهبران حوزه تأثیر اجتماعی با حجم بیشتری از وظایف، از جمله ارزیابی ریسک، هماهنگی میان ذینفعان، پاسخگویی به مسائل حقوقی و تنظیم پیامهای حساس عمومی مواجه شوند.
گزارش «استیت آو کورپریت پِرپُز» هشدار میدهد که ۵۴ درصد از رهبران حوزه تأثیر اجتماعی به فکر ترک شغل خود در سال آینده هستند.
این مسئله، اهمیت سرمایهگذاری در نیروی انسانی و تقویت تیمهای تأثیر اجتماعی را بیشتر کرده است.
دادهها نشان میدهد که اندازه تیمهای مسئولیت اجتماعی در سازمانهای بزرگ هنوز بسیار کوچک است.
بهطوریکه در شرکتهای دارای ۱۰ تا ۵۰ هزار کارمند، معمولاً تنها چهار نفر مسئول مدیریت برنامههای گسترده اجتماعی و زیستمحیطی هستند.
این کمبود نیرو بهطور مستقیم کیفیت تصمیمگیری، مدیریت ریسک و اجرای برنامهها را تحت تأثیر قرار میدهد و لزوم افزایش منابع اختصاصیافته به این واحدها را دوچندان میکند.
گزارش همچنین تأکید میکند که افزایش سکوت سازمانی در موضوعات اجتماعی، زیستمحیطی و تنوع، بهطور مستقیم ریسک بیاعتمادی را افزایش میدهد.
بسیاری از شرکتها اکنون ترجیح میدهند برای کاهش تنش، کمتر در موضوعات اجتماعی موضعگیری کنند.
دادهها نشان میدهد این سکوت بهجای کاهش تنش، فضای بیشتری برای بیاعتمادی ایجاد میکند.
نمونههایی مانند بحران شرکت «تارگِت»، که با عقبنشینی از سیاستهای دی.ای.آی شاهد کاهش ۵۷ درصدی ارزش سهام خود شد، نشان میدهد که سکوت و عدمشفافیت میتواند آسیبزا باشد.
در مقابل، شرکتهایی مانند «کاستکو» که به تعهدات اجتماعی خود پایبند ماندند، افزایش معنادار فروش و حضور مشتریان را تجربه کردهاند.
در این میان، نقش ارتباطات شرکتی اهمیت بیشتری یافته و بسیاری از رهبران تأکید میکنند که واحد «کورپِریت کامیونیکِیشنز» باید به شریکی استراتژیک برای تیمهای سی.اِس.آر تبدیل شود.
حدود دوسوم رهبران انتظار دارند استفاده از ارتباطات استراتژیک در مدیریت هدف شرکتی افزایش یابد.
شرکتها در سال ۲۰۲۵، بیشازپیش به روایتسازی در حوزه تأثیر اجتماعی نیاز دارند تا بتوانند اعتماد ازبینرفته را بازسازی کنند.
در بخش دیگری از گزارش، به مسئله پیچیدگی گزارشدهی و سنجش تأثیر اشاره شده است.
سنجش و گزارشدهی تأثیر اجتماعی، اکنون یکی از پرهزینهترین بخشهای فعالیتهای مسئولیت اجتماعی شرکتی شده و هم شرکتها و هم سازمانهای مردمنهاد با فشار سنگین گزارشدهی مواجهاند.
۹۲ درصد از شرکتهای بزرگ معتقدند که باید این فشار را کاهش داد، اما کمتر از نیمی از آنها در عمل ساختارهای گزارشدهی خود را بازنگری کردهاند.
با وجود این، ۶۳ درصد از شرکتها از استانداردسازی روشهای گزارشدهی حمایت میکنند و این امر میتواند در آینده فشار گزارشدهی را بهشدت کاهش دهد.
در همین راستا، شرکتهایی مانند «ایمپَکت جینوم» و «ترو ایمپَکت» با ارائه خدمات استانداردسازی دادهها، در حال شکلدهی الگوهای نوینی برای گزارشدهی هستند.
گزارش بنوویتی ایمپکت لَبز تأکید میکند که تقویت مهارتهای سازمانهای مردمنهاد، پرداخت هزینه گزارشدهی، حذف درخواستهای سفارشی و ارائه داوطلبی مهارتمحور میتواند به کاهش بار گزارشدهی کمک کند.
سازمانهای مردمنهاد از کسب مهارت در سنجش تأثیر، ارتباطات و جمعآوری کمکهای مالی بیشترین منفعت را میبرند.
سرمایهگذاری شرکتها در این حوزه، زیربنای تقویت کل اکوسیستم اجتماعی خواهد بود.
گزارش همچنین روند روبهرشد «گرنتسازی» استراتژیک را بررسی میکند و توضیح میدهد که شرکتها چگونه در حال همسو کردن کمکهای مالی با اهداف تجاری خود هستند.
در سالهای اخیر بودجههای اجتماعی در حال افزایش بوده و اکنون بسیاری از بنیادها و شرکتهای بزرگ اعلام کردهاند که بودجه بیشتری برای کمکهای مالی در سال آینده تخصیص میدهند.
با این حال، برخی حوزههای حیاتی همچنان با کاهش حمایت مواجهاند که این موضوع نیازمند بازنگری جدی در سیاستهای توزیع منابع است.
در بخش پایانی گزارش، نقش داوطلبی بهعنوان یک نیروی مهم برای تقویت تابآوری سازمانی معرفی شده است.
میلیونها ساعت داوطلبی در پلتفرم بنوویتی ثبت شده و دادهها نشان میدهد که داوطلبی با ایجاد حس تعلق، افزایش همبستگی اجتماعی و تقویت فرهنگ سازمانی، یکی از بهترین راهکارهای بهبود تابآوری شرکتها است.
همچنین، نقش «گروههای منابع انسانی کارکنان» یا همان اِر.جی.جیها بهعنوان پلهای اعتماد میان کارکنان و مدیریت تشریح شد.
گزارش تأکید میکند که در عصر قطبیشدن شدید موضوعات اجتماعی و دی.ای.آی، این گروهها یکی از کمریسکترین و درعینحال پرفایدهترین ابزارهای افزایش شمول و تقویت ارتباطات داخلی هستند.
این گزارش در جمعبندی خود خاطرنشان میکند که سال ۲۰۲۵ سال انتخابهای دشوار برای شرکتهاست.
شرکتهایی که هدف شرکتی را به عنصر اصلی راهبرد خود تبدیل میکنند، بیشترین احتمال را برای ایجاد تابآوری، حفظ اعتماد و تقویت عملکرد بلندمدت خواهند داشت.
