درحال بارگذاری...
از انتقال تجربه تا انتقال فرصت؛ حلقه مفقوده روابط‌عمومی ایران
روابط عمومی

از انتقال تجربه تا انتقال فرصت؛ حلقه مفقوده روابط‌عمومی ایران

آژانس خبری پی آر؛ نزدیک به دو دهه فعالیت حرفه‌ای در حوزه روابط عمومی، برای من صرفاً یک سابقه کاری نبوده است؛ مسیری بوده که در طول آن، از نزدیک با ظرفیت‌ها، فرصت‌ها، چالش‌ها و کاستی‌های این حرفه مواجه شده‌ام.

سال‌ها کار عملی، حضور در میدان ارتباطات، مواجهه با مدیران و سازمان‌ها و رصد تحولات حرفه روابط عمومی، به‌تدریج مجموعه‌ای از دغدغه‌ها و پرسش‌ها را در ذهنم شکل داده است؛ پرسش‌هایی که امروز بیش از گذشته نیازمند طرح صریح و بی‌پرده‌اند.

یکی از جدی‌ترین این دغدغه‌ها، آینده حرفه روابط عمومی و نسبت نسل‌های مختلف با یکدیگر است.

در سال‌های گذشته، بارها از ضرورت جوان‌گرایی، جانشین‌پروری، انتقال تجربه و استفاده از ظرفیت نسل جدید سخن گفته‌ایم؛ اما میان آنچه در گفتار حرفه‌ای خود بر آن تأکید می‌کنیم و آنچه در عمل در ساختارهای حرفه‌ای رخ می‌دهد، همچنان فاصله‌ای جدی وجود دارد.

نسلی که امروز از آن با عنوان «نسل جوان روابط عمومی» یاد می‌کنیم، دیگر صرفاً یک نیروی مستعد و آینده‌دار نیست. بخش قابل‌توجهی از این نسل، سال‌هاست در متن و میدان واقعی روابط عمومی فعالیت کرده، تجربه اندوخته، مسئولیت پذیرفته، با بحران مواجه شده، تصمیم گرفته و برای عملکرد حرفه‌ای خود هزینه داده است.

با این حال، در بسیاری از ساختارها همچنان فرصت حضور مؤثر و نقش‌آفرینی واقعی در فرآیندهای تصمیم‌سازی، متناسب با ظرفیت و تجربه این نسل نیست.

این مسئله برای من، صرفاً یک دغدغه نسلی نیست؛ یک مسئله حرفه‌ای است.

روابط عمومی ایران برای عبور از شرایط امروز و مواجهه با آینده‌ای که با سرعتی بی‌سابقه در حال شکل‌گیری است، به پیوند هوشمندانه تجربه نسل‌های گذشته با دانش، نگاه و توانمندی‌های نسل جدید نیاز دارد.

تجربه پیشکسوتان روابط عمومی سرمایه ارزشمند این حرفه است؛ اما این سرمایه زمانی معنا پیدا می‌کند که به نسل بعد منتقل شود و در اختیار ساختن آینده قرار گیرد.

بر این باورم که انتقال تجربه بدون انتقال فرصت، ناقص است و انتقال مسئولیت بدون انتقال اختیار، چیزی جز تغییر عنوان نیست.

از همین منظر، این یادداشت را نه در مقام نفی گذشته و نه با هدف تقابل میان نسل‌ها می‌نویسم.

پیشکسوتان روابط عمومی بخشی از تاریخ و سرمایه حرفه‌ای این کشور هستند و حفظ حرمت و جایگاه آنان ضرورتی انکارناپذیر است.

اما احترام به گذشته نباید به قیمت محدود شدن آینده تمام شود.

امروز زمان آن رسیده است که درباره یک موضوع اساسی صریح‌تر صحبت کنیم: آیا نسل‌های پیشین روابط عمومی آماده‌اند بخشی از میدان را واقعاً به نسل جدید واگذار کنند؟ این پرسش، بیش از آنکه خطاب به دیگران باشد، حاصل سال‌ها مشاهده، تجربه و تأمل شخصی من در این حرفه است.

به گمان من، روابط عمومی ایران برای عبور از وضعیت موجود، بیش از هر چیز به اعتماد بین‌نسلی، شجاعت در واگذاری فرصت و جسارت در بازتعریف نقش‌ها نیاز دارد و شاید اکنون بیش از هر زمان دیگری، وقت آن رسیده باشد که درباره این موضوع، بدون تعارف و ملاحظه سخن بگوییم.

وقت آن رسیده است؛ صندلی‌ها را خالی کنید!

سال‌هاست در روابط عمومی ایران از جوان‌گرایی، جانشین‌پروری، انتقال تجربه و میدان دادن به نسل جدید سخن می‌گوییم، اما یک سؤال ساده و البته جدی وجود دارد: اگر قرار است نسل جوان وارد میدان شود، چرا هنوز بسیاری از میدان‌ها را ترک نکرده‌ایم؟

چرا هنوز در بخش‌هایی از ساختار حرفه‌ای روابط عمومی، همان چهره‌ها، همان نگاه‌ها و همان مناسبات، تعیین‌کننده‌اند؟

تا چه زمانی قرار است نسلی را که سال‌هاست در متن این حرفه فعالیت می‌کند، همچنان «نسل آینده» بنامیم؟

نسلی که امروز از آن به عنوان نسل جوان یاد می‌کنیم، دیگر جوانِ بی‌تجربه نیست. سال‌ها کار کرده، مسئولیت پذیرفته، بحران دیده، تصمیم گرفته و هزینه داده است. این نسل، دیگر شاگرد نیست.

من به پیشکسوتان روابط عمومی احترام می‌گذارم. آنچه امروز از این حرفه داریم، حاصل تلاش و تجربه نسل‌هایی است که پیش از ما این مسیر را ساخته‌اند.

اما یک نکته را هم باید صریح گفت: پیشکسوتی افتخار است، اما امتیاز دائمی برای در اختیار داشتن میدان نیست.

بزرگی یک نسل به این نیست که چند دهه در صحنه باقی بماند؛ به این است که چند نفر را برای ایستادن روی آن صحنه تربیت کرده باشد. انتقال تجربه زمانی ارزشمند است که با انتقال فرصت، مسئولیت و اختیار همراه شود.

روابط عمومی امروز با روابط عمومی چند دهه قبل تفاوت دارد. فناوری، رسانه، افکار عمومی، هوش مصنوعی و سرعت تحولات، قواعد این حرفه را تغییر داده‌اند. تجربه همچنان ارزشمند است؛ اما تجربه‌ای که به‌روز نشود، ممکن است از مزیت به مانع تبدیل شود.

به همین دلیل، امروز یک مطالبه روشن دارم: بخشی از صندلی‌ها را خالی کنید، نه برای حذف شما، برای ورود نسل جوان تر. نه برای نفی گذشته، برای ساختن آینده.

کنار نسل جدید بایستید، اما اجازه دهید تصمیم بگیرد، تجربه کند، حتی اشتباه کند و مسیر خودش را بسازد و البته این مطالبه یک روی دیگر هم دارد، نسل جدید نیز باید ثابت کند که صرفاً برای نشستن روی صندلی‌ها نیامده است؛ بلکه دانش، تجربه، شایستگی و توان ساختن دارد.

هیچ‌کس به نسل جدید بدهکار نیست. اما هیچ نسلی هم نباید آینده یک حرفه را برای همیشه در اختیار خود نگه دارد.

این یادداشت را نقطه آغاز می‌دانم، در ادامه درباره سهم خودمان در این وضعیت، درباره ساختارهای حرفه‌ای، درباره انتصاب‌های تخصصی و غیرتخصصی، درباره مطالبه‌گری صنفی، درباره آینده روابط عمومی و ده‌ها مسئله دیگری که سال‌هاست ذهنم را درگیر کرده است، صریح‌تر خواهم نوشت.

اما فعلاً همین یک جمله کافی است: تجربه‌تان را از ما دریغ نکنید؛ اما آینده‌مان را هم خودتان طراحی نکنید، وقت آن رسیده است که چند صندلی را خالی کنید.

 

 

 

 

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌های تخصصی روابط عمومی به کانال پی آر در «بله» بپیوندید …

نظرات

نظرتان را با ما به اشتراک بگذارید!

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *