برداشت بیرویه و غیر اصولی آب از تالابهای گیلان برای آبیاری شالیزارها، اگرچه در کوتاهمدت مرهمی بر زخم خشکسالی است، اما اکنون به تهدیدی جدی برای اعتبار و برند برنج اصیل این دیار تبدیل شده است. کارشناسان هشدار میدهند که تجمع فلزات سنگین، افزایش شوری و اختلال در ترکیبات معطر دانه برنج، نه تنها سلامت مصرفکنندگان را به خطر میاندازد، بلکه با کاهش کیفیت و عطر محصول، جایگاه اقتصادی و هویت تاریخی برنج گیلان را در بازارهای داخلی و بینالمللی با چالشی بیسابقه مواجه خواهد کرد.
به گزارش دنیای برند؛ گیلان دیار سبز برنج و تالابهای بکر، این روزها با چالشی جدی در حوزه کشاورزی مواجه است. خشکسالیهای پیدرپی، نوبتبندی آب سدها و کاهش منابع آبی سطحی، بسیاری از شالیکاران مجاور تالابها را ناچار به پمپاژ آب از این اکوسیستم های حساس کرده است.
استفاده از آب تالابها برای آبیاری شالیزارها، اگر چه در کوتاه مدت پاسخگوی نیاز آبی مزارع است، اما نگرانی های جدی را از منظر سلامت خاک، کیفیت محصول برنج و حتی امنیت غذایی مصرف کنندگان برانگیخته است.
آیا برنج آبیاریشده با آب تالاب همان عطر و طعم همیشگی برنج گیلان را دارد؟ تجمع فلزات سنگین در دانه برنج تا چه حد سلامت مصرفکننده را تهدید میکند؟ و مهمتر از همه، چه راهکارهایی برای کاهش تبعات منفی این روش آبیاری وجود دارد؟
برای پاسخ به این پرسشها و واکاوی ابعاد مختلف این موضوع، گفتگویی تفصیلی با محمود هوشیارفرد، عضو کمیته سلامت و ایمنی محصولات کشاورزی استان گیلان و رئیس بخش تحقیقات گیاهپزشکی استان ترتیب دادهایم که در ادامه مشروح آن را میخوانید:
استفاده از آب تالابها برای آبیاری شالیزارها در سالهای اخیر به یک رویه رایج تبدیل شده است. این موضوع را از منظر علمی چگونه ارزیابی میکنید؟
در شمال کشور، در حاشیه تالاب ها مثل انزلی، میانکاله، لپو-زاغمرز، استیل، بوجاق و …معمولاً بخشی از اراضی کشاورزی اطراف از آب تالاب یا آبهای متصل به تالاب، که از بدنه تالاب منشعب می شوند، برای آبیاری عمدتاً شالیزارها و مزارع سبزی-صیفی استفاده می کنند. این زمین ها، وابستگی بسیار بالایی به تراز سطح آب تالاب دارند. استفاده از آب تالابها برای آبیاری برنج، در حقیقت یک شمشیر دو لبه است. از یک سو، در شرایط بحران کمآبی و خشکسالی، این آب میتواند نجاتبخش مزارع باشد و از خشکشدن شالیزارها جلوگیری کند.
اما از سوی دیگر، آب تالابها به دلیل ماهیت راکد یا کمجریان خود، به مخزنی برای تجمع انواع آلایندهها، املاح، فلزات سنگین و مواد آلی تبدیل میشوند و اگر بدون مدیریت صحیح وارد چرخه آبیاری شوند، خسارات جبرانناپذیری به کیفیت محصول و سلامت خاک وارد میکنند.
تأثیر این نوع آبیاری بر کیفیت محصول برنج را چگونه ارزیابی میکنید؟ برنج استان گیلان به عطر و طعم بینظیرش شهرت دارد، آیا آب تالاب این ویژگی را تحت تأثیر قرار میدهد؟
دقیقاً همین طور است. کیفیت برنج معمولاً با پارامترهایی مانند میزان شکستگی دانه، عطر، رنگ دانه و میزان عناصر مغذی سنجیده میشود و آب تالاب میتواند بر تمام این شاخصها تأثیر منفی بگذارد. ورود کودهای شیمیایی شسته شده از مزارع بالادست به تالاب، باعث افزایش نیتروژن و فسفر آب میشود.
این مواد اگرچه در ظاهر کود محسوب میشوند، اما تجمع بیش از حد آنها رشد جلبکها را تحریک کرده و تعادل رشد گیاه برنج را برهم میزند. در این شرایط، رشد رویشی به شدت افزایش یافته و گیاه فرصت کافی برای سنتز ترکیبات معطر در دانه را ندارد.
نتیجه این میشود که برنجی که با آب تالاب آبیاری میشود، معمولاً کمعطر یا بیبو بوده و از نظر عطر و طعم، کیفیت مطلوب برنج گیلان را ندارد.
بحث فلزات سنگین در آب تالابها بسیار شنیده میشود. این موضوع چه تأثیری بر برنج و سلامت مصرفکننده دارد؟
این یک خطر پنهان و بسیار جدی است. تالابها به دلیل تهنشینی رسوبات، محل تمرکز فلزات سنگینی مانند کادمیوم، سرب و آرسنیک هستند. برنج نسبت به سایر غلات، قابلیت بسیار بالایی در جذب و انتقال فلزات سنگین از خاک و آب به دانه دارد. بررسیهای آزمایشگاهی نشان داده اند که، میزان تجمع کادمیوم در برنج آبیاریشده با آب تالاب، بالاتر از استانداردهای ملی است.
این یعنی برنجی که با آب تالاب آبیاری میشود، ممکن است از نظر ظاهری سالم به نظر برسد، اما در بلندمدت مصرف این برنج میتواند سلامت مصرفکننده را به خطر بیندازد. متأسفانه این خطر معمولاً پنهان میماند و مصرفکننده از آن بیخبر است.
یکی از مشکلاتی که کشاورزان با آن مواجه هستند، افزایش دانههای شکسته در مرحله شالیکوبی است. آیا این موضوع به آبیاری با آب تالاب مرتبط است؟
بله، کاملاً مرتبط است. بالا بودن سطح شوری آب تالاب باعث میشود فشار اسمزی خاک افزایش یابد و ریشه برنج نتواند آب کافی جذب کند. این تنش آبی در طول رشد، باعث کاهش اندازه دانه و افزایش درصد شکستگی (نیمدانه) در مرحله فرآوری در شالیکوبیها میشود.
این یکی از ملموسترین اثرات برای کشاورزان است، زیرا اُفت کیفیت مستقیماً بر قیمت فروش محصول تأثیر میگذارد و برنجهای شکسته، در بازار از درجهبندی پایینتری برخوردارند.
علاوه بر این، این برنجها در زمان پخت نیز عملکرد نامناسبی دارند. به دلیل اختلال در ساختار نشاسته دانه، هنگام پخت قد نمیکشند و چسبندگی غیرعادی یا خشکی بیش از حد پیدا میکنند که برای مصرفکننده بسیار ناخوشایند است.
🎯 برای اطلاع از جدیدترین تحولات برندها، همراه ما باشید
تلگرام | اینستاگرام | لینکدین
آیا آبیاری با آب تالاب بر میزان عملکرد محصول (تولید) نیز تأثیر میگذارد؟
قطعاً تأثیر میگذارد. در شرایطی که آب تالاب شور باشد، فشار اسمزی خاک بالا میرود و ریشه برنج حتی در خاک غرقاب نیز نمیتواند آب کافی جذب کند. این موضوع مستقیماً بر عملکرد محصول تأثیر منفی میگذارد. همچنین، تجمع روانابهای کشاورزی حاوی آفتکشهای شیمیایی در تالاب، رشد گیاه را مختل میکند. آب راکد تالاب پناهگاه مناسبی برای آفات مختلف است که در فصل رشد به مزارع برنج حمله میکنند.
از سوی دیگر، اسیدیته نامتعادل آب تالاب، فعالیت میکروارگانیسمهای مفید خاک را کاهش داده و دسترسی ریشه به عناصر مغذی مانند نیتروژن، فسفر و پتاسیم را محدود میکند که در نهایت به کاهش عملکرد محصول منجر میشود.
با توجه به این چالشها، چه راهکارهایی برای کاهش تبعات منفی آبیاری با آب تالاب به کشاورزان توصیه میکنید؟
چند نکته فنی و عملی وجود دارد که رعایت آنها میتواند تا حد زیادی از آسیبها بکاهد:
نکته اول، اندازهگیری شوری آب قبل از شروع پمپاژ است. اگر میزان هدایت الکتریکی (EC) آب تالاب بالاتر از ۳ دسی زیمنس باشد رشد برنج متوقف می شود. زیرا، آبیاری غرقابی باعث تجمع شوری و مواد سمی در لایه بسیار نازک و سطحی خاک می شود که مستقیماً با ریشه برنج در تماس است.
در این مورد استفاده از روش آبیاری تناوبی که مانع از تجمع بیش از اندازه نمک در لایه ریشه و کاهش عملکرد می شود، و مدیریت لایه آب سطحی و کم نگهداشتن ضخامت لایه آب، توصیه می گردد.
نکته دوم، اختلاط آب تالاب با آب چاههای مجاز یا آب رودخانه است. این کار غلظت آلایندهها را کاهش میدهد. به ویژه در مرحله حساس دانهبستن که برنج بیشترین حساسیت را به شوری و آلودگی دارد، توصیه میکنم حتماً از آب چاههای عمیق مجاز استفاده شود.
نکته سوم و بسیار مهم، مدیریت زهکشی زمین است. بزرگترین اشتباهی که کشاورزان مرتکب میشوند، عدم وجود زهکش مناسب است. اگر قرار است آب تالاب وارد شالیزار شود، باید راه خروجی مزرعه کاملاً باز باشد تا املاح و آلایندهها در خاک تثبیت نشوند و همراه آب اضافی از زمین خارج شوند.
نکته چهارم، آبگیری از لایههای سطحی و شفافتر تالاب است و نه از لایههای کف که محل تجمع رسوبات و فلزات سنگین است. در این رابطه، حوضچه های آرام برای رسوب دادن ذرات معلق و گل و لای پیشنهاد می شود.
نکته پنجم، ایجاد تالاب مصنوعی و عبور قسمتی از آب تالاب از میان گیاهان آبزی مانند نیزارهاست تا گیاهان و میکروارگانیسم ها، آلاینده ها و فلزات سنگین را جذب کنند.
نکته آخر، اصلاح خاک و مدیریت تغذیه با استفاده از اسید هیومیک و اسید فولیک برای بهبود ساختار خاک ومقابله با تنش شوری و کوددهی هوشمند با کودهای با قابلیت جذب سریع و کودهای کلسیم دار است.
جمعبندی نهایی شما در این باره چیست؟
استفاده از آب تالاب برای کشت برنج یکی از چالش برانگیزترین و در عین حال حساس ترین تصمیمات کشاورزی است. در مناطق نزدیک به حاشیه تالاب، سیستمهای آبیاری معمولاً بصورت مستقیم از آبهای جاری یا کانال هایی که از تالاب تغذیه می شوند، انجام می گیرد.
اگر چه، این نوع آبیاری اغلب موضعی و پراکنده است و سهم آن از کل اراضی کشاورزی منطقه محدود است ولی استفاده از آب تالاب برای آبیاری مزارع برنج، بهویژه در شرایطی که تالاب دارای آلودگی یا غلظت بالای املاح است، یک اقدام پرخطر می باشد.
این روش نه تنها باعث اُفت کیفیت فیزیکی و کاهش عطر و طعم برنج های محلی میشود، بلکه میتواند ارزش تغذیهای و سلامت این محصول راهبردی را نیز به خطر اندازد. بنابراین، مدیریت علمی و اصولی، پایش مستمر کیفیت آب تالابها و آموزش کشاورزان، یک ضرورت اجتنابناپذیر برای حفظ برند و اصالت برنج گیلان است.
امیدواریم مسئولان ذیربط نیز با برنامهریزی دقیق و تأمین منابع آب پایدار، زمینه را برای کاهش وابستگی شالیزارها به آبهای نامتعارف فراهم کنند.
منبع: مهر
